نمیخواهم خاطره شوم و بعد فراموش ،

نمیخواهم یادم در قلبت روشن باشد بعد خاموش

نمیخواهم بگویی که دوستم داری بعد بروی ،

نمیخواهم این حرفهای پوچ را برایم بزنی…

بودنت را میخواهم ، این که باشی ، اینکه همیشه مال خودم باشی ،

 نه اینکه رهگذری باشی و مدتی در قلبم باشی مرا به خودت وابسته کنی

و بعد مثل یک بازیچه کهنه رهایم کنی


گفتم که قلبم مال تو است ، نگفتم که هر کاری دوست داری با آن کن!

گفتم تو مال منی ، نه اینکه همزمان با هر غریبه ای که دوست داری باش…

گفتم با وفا باش ، نه اینکه در این دو روز دنیا ، تنها یک روزش را در کنارم باش!


نمیخواهم خاطره شوم و بعد فراموش ، بیا و از آب چشمه دلتنگی هایم بنوش


تا بفهمی چه حالی ام ، تا بفهمی خیره به چه راهی ام …


دائم نگاهم به آمدن تو است ، اینکه مال من باشی و خیالم راحت ،

 اینکه همیشه خورشید عشق در قلبمان بتابد

نمیخواهم در حسرت داشتنت بمانم ، نمیخواهم آرزوی دست نیافتنی زندگی ام شوی ،

 غرورت را زیر پا بگذار تا من برایت دنیا را زیر پا بگذارم ،

 با من باش تا من تا ابد مال تو باشم ، وفادار باش تا آنقدر بمانم تا بفهمی عشق چیست!

نمیخواهم کسی باشم که لحظه ای به زندگی ات می آید و بعد فراموش میشود،

 نمیخواهم کسی باشم که گهگاهی یادش میکنی ،

 گهگاهی به عکسهایش نگاه میکنی ،

گهگاهی به حرفهایش فکر میکنی تا روزی که حتی اسم او را نیز دیگر به یاد نمی آوری


نمیخواهم امروز عشق تو باشم و فردا هیچ جایی در قلبت نداشته باشم….